یخمک
پدر قاضي عسكر دار فاني را وداع گفت
پدر نماينده ولي فقيه در امور حج و زيارت، حجتالاسلام و المسلمين قاضي عسكر در اصفهان دارفاني را وداع گفت.
به گزارش پايگاه اطلاعرساني حج، مرحوم حجتالاسلام سيد مصطفي قاضي عسكر پدر نماينده ولي فقيه و سرپرست زائران ايراني كه از معتمدين منطقه و كوشا در امور خيريه بود، دارفاني را وداع گفت.
مراسم تشييع پيكر وي روز پنجشنبه پس از اقامه نماز توسط آيتالله مظاهري از مقابل مسجد «سيد» اصفهان برگزار شد.
به همين مناسبت نيز روز جمعه در اصفهان مجلس ترحيمي با حضور مسئولان كشوري و مردم ولايتمدار اصفهان برگزار شد.
مجالس ترحيم ديگري نيز به يادبود آن مرحوم به شرح ذيل برگزار ميشود:
دوشنبه ( 24 خرداد ) از ساعت 15:30 تا 17، مكان: تهران - نمازخانه سازمان حج و زيارت.
پنجشنبه ( 27 خرداد ) از ساعت 15 تا 18، مكان: اصفهان - خيابان مسجد سيد - مسجد سيد.
به گزارش پايگاه اطلاعرساني حج، مرحوم حجتالاسلام سيد مصطفي قاضي عسكر پدر نماينده ولي فقيه و سرپرست زائران ايراني كه از معتمدين منطقه و كوشا در امور خيريه بود، دارفاني را وداع گفت.
مراسم تشييع پيكر وي روز پنجشنبه پس از اقامه نماز توسط آيتالله مظاهري از مقابل مسجد «سيد» اصفهان برگزار شد.
به همين مناسبت نيز روز جمعه در اصفهان مجلس ترحيمي با حضور مسئولان كشوري و مردم ولايتمدار اصفهان برگزار شد.
مجالس ترحيم ديگري نيز به يادبود آن مرحوم به شرح ذيل برگزار ميشود:
دوشنبه ( 24 خرداد ) از ساعت 15:30 تا 17، مكان: تهران - نمازخانه سازمان حج و زيارت.
پنجشنبه ( 27 خرداد ) از ساعت 15 تا 18، مكان: اصفهان - خيابان مسجد سيد - مسجد سيد.
پدر قاضي عسكر دار فاني را وداع گفت
ادامه مطلب
پسر 8 دست و پاي هندي جراحي شد+عكس
يك پسر هندي كه داراي 8 دست و پا بود و به عنوان يك الهه مورد پرستش و احترام بود تحت عمل جراحي قرار گرفت تا شانس داشتن يك زندگي طبيعي را داشته باشد.ديپاك پاسوان 7 ساله در يكي از عقب ماندهترين قسمت هاي هند به دنيا آمد. يك بدن ناقص كه در اصل جفت دوقلوي رشد نيافته او بود از ناحيه شكم به او چسبيده بود. اين بدان معناست كه او در هنگام تولد با 4 دست ،4 پا و يك سر به دنيا آمد.
بعد از تولد او، زائران مذهب هندو از روستاهاي اطراف براي ملاقات اين كودك به خانه آنها ميآمدند ، چرا كه او را تجسم يكي از خدايان خود به نام ويشو كه بيش از 4 عضو داشت ميدانستند.
خانواده او در ماه مارس تقاضاي كمك كردند تا بتوانند اين اعضاي اضافي را از بدن فرزندشان جدا كنند. سر انجام بيمارستاني در جنوب شهر بنگالور هزينه اين عمل جراحي پيچيده و خطرناك را به عهده گرفت.
پدر او به نام ويرش پاسوان گفت: ما هميشه به دنبال آن بوديم تا اين اعضاي اضافي را با كمك جراحي از بدن فرزندمان جدا كنيم تا با او ديگر مانند يك نماد مذهبي برخورد نشود.
بعد از انجام جراحي پدر اين كودك نتيجه عمل را در حد معجزه دانست و ابراز اميدواري كرد فرزندش بتواند مانند ديگر كودكان هم سن و سال خود به مدرسه برود.يك تيم متشكل از 15 پزشك روي مورد ديپاك نظارت داشتند و بعد از ماهها مشورت و مذاكره سرانجام تصميم به انجام اين عمل جراحي گرفتند.
اين موارد زماني اتفاق ميافتد كه يك دوقلو در رحم مادر شروع به رشد ميكنند، اما در نهايت يكي از فرزندان نميتواند به طور كامل از جنين ديگر جدا شود و به شكل ناقص به بدن ديگري ميچسبد.
پسر 8 دست و پاي هندي جراحي شد+عكس
ادامه مطلب
3 هزار بطري خالي، هديه ازدواج زوج آلماني
يك زوج آلماني زماني كه فهميدند 3 هزار بطري شيشه اي خالي به عنوان هديه ازدواج براي آنها ارسال شده، شوكه شدند.
به گزارش خبرآنلاين، اين زوج آلماني روز حادثه بعد از اينكه از جشن عروسي به خانه بازگشتند 3 هزار شيشه بطري خالي را مقابل منزلشان يافتند.
ماركوس، داماد 27 ساله در گفت وگو با روزنامه بيلد آلمان گفت: او در آن لحظات ابتدا شديداً شوكه شده بود و نمي توانست خنده خود را كنترل كند.
اين عروس و داماد بعد از آن متوجه شدند بطري هاي شيشه اي هديه ازدواجشان است كه از سوي 10 تن از دوستانشان براي آنها ارسال شده است.
اين هديه باعث خستگي ماركوس و همسرش شد، چون 4 ساعت طول كشيد تا توانستند بطري هاي شيشه اي را جمع آوري كنند. البته در آن لحظات باران شديدي مي باريد و مادر ماركوس نيز با آنها همكاري مي كرد.
ماركوس بطري هاي شيشه اي را به يك مغازه برگرداند و 240 يورو دريافت كرد.
به گزارش خبرآنلاين، اين زوج آلماني روز حادثه بعد از اينكه از جشن عروسي به خانه بازگشتند 3 هزار شيشه بطري خالي را مقابل منزلشان يافتند.
ماركوس، داماد 27 ساله در گفت وگو با روزنامه بيلد آلمان گفت: او در آن لحظات ابتدا شديداً شوكه شده بود و نمي توانست خنده خود را كنترل كند.
اين عروس و داماد بعد از آن متوجه شدند بطري هاي شيشه اي هديه ازدواجشان است كه از سوي 10 تن از دوستانشان براي آنها ارسال شده است.
اين هديه باعث خستگي ماركوس و همسرش شد، چون 4 ساعت طول كشيد تا توانستند بطري هاي شيشه اي را جمع آوري كنند. البته در آن لحظات باران شديدي مي باريد و مادر ماركوس نيز با آنها همكاري مي كرد.
ماركوس بطري هاي شيشه اي را به يك مغازه برگرداند و 240 يورو دريافت كرد.
3 هزار بطري خالي، هديه ازدواج زوج آلماني
ادامه مطلب
60كشته و960مجروح در تصادفات دو روز گذشته
رئيس فرماندهي و كنترل ترافيك پليسراه كشور با اشاره به اينكه بيشترين تصادفات پنجشنبه و جمعه گذشته ما بين ساعات6بعد از ظهر تا 12شب اتفاق افتاده، علت عمده تصادفات را عدم توجه به جلو خواند و گفت: در تصادفات دو روز گذشته 46 تصادف منجر به فوت داشتيم كه درآن 60 نفر فوت شدند.
سرهنگ ضياالدين به خبرنگار ايلنا گفت: در دو روز گذشته 46 فقره تصادف منجر به فوت داشتهايم كه طي آن 60 نفر فوت شدند و همچنين 760تصادف جرحي داشتيم كه طي آن960نفر مجروح شدند.
وي درباره بيشترين علل تصادفات گفت: 30درصد تصادفات به علت عدم توجه به جلو، 22درصد به علت انحراف به چپ و15 درصد به علت سرعت غير مجاز بودهاست.
وي همچنين نوع وسيله نقليه 46 درصد تصادفات را سواري، 17درصد تصادفات را موتورسيكلت و 17 درصد را وانت خواند و گفت: بيشترين تصادفات ما بين ساعت 6 بعد از ظهر تا 12 شب اتفاق افتادهاست.
سرهنگ ضياالدين به خبرنگار ايلنا گفت: در دو روز گذشته 46 فقره تصادف منجر به فوت داشتهايم كه طي آن 60 نفر فوت شدند و همچنين 760تصادف جرحي داشتيم كه طي آن960نفر مجروح شدند.
وي درباره بيشترين علل تصادفات گفت: 30درصد تصادفات به علت عدم توجه به جلو، 22درصد به علت انحراف به چپ و15 درصد به علت سرعت غير مجاز بودهاست.
وي همچنين نوع وسيله نقليه 46 درصد تصادفات را سواري، 17درصد تصادفات را موتورسيكلت و 17 درصد را وانت خواند و گفت: بيشترين تصادفات ما بين ساعت 6 بعد از ظهر تا 12 شب اتفاق افتادهاست.
60كشته و960مجروح در تصادفات دو روز گذشته
ادامه مطلب
در مسئله حجاب هم 4=2×2
محمدرضا زائري محقق و پژوهشگر در شماره جديد هفته نامه پنجره نوشت:در نظام الهي خلقت، سنتها و قوانيني حاكم هستند كه براي افراد و جوامع و زمانهاي مختلف ثابت و يكسانند. برخلاف عمل براي آخرت كه تنها از اهل تقوى پذيرفته ميشود، اثر و نظام حاكم در اينگونه امور براي مؤمن و بيايمان، پير و جوان، زن و مرد و...در دنيا تفاوتي ندارد.
مثلا ترحم بر يتيم و دست مهرباني بر سر او كشيدن موجب گشايش دل و آرامش ميشود يا صله رحم باعث طول عمر است. در اين قضيه فرقي ندارد كه شما نماز شب ميخوانيد يا مشروب ميخوريد، اگر دست محبت بر سر يتيم بكشيد، دلتان باز ميشود و تفاوتي ندارد كه براي مصيبت عاشورا گريه كردهايد يا ترانه غيرمجاز گوش دادهايد. اگر صله رحم كرديد، عمرتان طولاني خواهد شد.
ممكن است شخصي بيايمان بهخاطر رابطه نزديك با خانواده و رسيدگي به مشكلات بستگان، عمرش طولاني شود، اما بلافاصله بعد از مرگ به دليل گناهانش به عذاب الهي مبتلا شود و ممكن است فردي با تقوا به يتيمان ترحم و توجه نكند و دلش گرفته و سنگين بماند. نه گناه آن، مانع اثر سنت الهي ميشود و نه ثواب اين، در نظام طبيعي جهان تغييري ايجاد ميكند.
نتيجه ضرب عدد دو در عدد دو هميشه ثابت است. اين نتيجه از ٢هزار سال پيش از بعثت رسول گرامي اسلام تا 500 سال ديگر و از گينه بيسائو تا نيويورك يكسان بوده و هست و خواهد بود. چه مرحوم شيخ انصاري دو را در دو ضرب كند و چه وينستون چرچيل، نتيجه فرقي نخواهد كرد.
آثار وضعي رفتارها و حوادث اجتماعي و پيامدهاي طبيعي رويدادها و روابط ميان كنشها و واكنشها در موضوعاتي مثل حجاب، اعتماد عمومي، فساد و فقر، بيكاري و اعتياد و امثال اينها نيز همين گونهاند.
برخي رفتارها و رخدادهاي اجتماعي بهطور طبيعي نتيجه ثابت و مشخصي دارند و با تغيير شرايط و نقشها اصل معادله تغييري نميكند. در چنين شرايطي، وقتيكه يك پديده اجتماعي بهعنوان نتيجه و حاصل در سطح جامعه ظاهر شد، بايد در پي يافتن سبب و عامل بود و مشكل را علاج كرد.
تا زمانيكه عامل را نيابيم و مشكل را حل نكنيم، هرچه هم ناسزا بگوييم و فرياد بكشيم، چيزي عوض نميشود. خودرويي كه بهخاطر تمام شدن سوخت از حركت ايستاده، نياز به چيزي جز پركردن باك بنزين ندارد.
امروز حكايت ما و موضوعاتي مانند حجاب (و چندي بعد يك موضوع ديگر) حكايت ماشيني است كه بنزين ندارد و راننده و مسافران از آن پياده شدهاند و به آن لگد ميزنند. يكي فرياد ميكشد و يكي هُل ميدهد، يكي با چوب بر سر ماشين ميكوبد و يكي با چماق روي موتورش ميزند! در حاليكه كافي است چند ليتر بنزين در مخزن سوختش بريزند و بهراحتي به راه خود ادامه دهند.
در موضوعاتي مانند حجاب، اصل موضوع خيلي سادهتر از آن است كه تصور ميكنيم. چنين پديدههاي اجتماعي هر چه هم پيچيده و ظريف و حساس باشند و بهسادگي نتوان تحليلشان كرد – كه اتفاقا موضوع حجاب هم همينگونه است – در اين نكته مشتركند كه عوامل و اسباب پديدآورندهشان قابل شناسايي و بررسي هستند.(١)
رفتار غلط نتيجه درست نميدهد. حتى اگر علت خلقت و رسول خدا هم باشي، قرآن كريم ميفرمايد كه: «فبما رحمه من الله لنت لهم و لو كنت فظا غليظ القلب لانفضّوا من حولك» برخورد نرم و مهرآميز تو به لطف خدا آنها را گردآورد و اگر تلخي و درشتي ميكردي، پراكنده ميشدند. فرقي نميكند كه تو كه هستي، حتى اگر پيامبر خدا هم باشي، گندم از گندم برويد، جو ز جو!
قرآن كريم ميفرمايد: «ولاتسبّوا الذين يدعون من دون الله فيسبّوالله عدوا بغير علم» به مشركان و كافران ناسزا نگوييد كه متقابلا بيآنكه بدانند از سر ستيزهجويي به خدا ناسزا خواهند گفت.
وقتي در بدن كسي علايم بيماري چون تب و لرز ظاهر شد، هرچه بر سر بيمار فرياد بكشيم كه: تب نداشته باش و هر چه او را نصيحت يا تهديد كنيم يا به خواهش و تمنا بپردازيم، درجه حرارت او پايين نميآيد. مگر آنكه عامل را شناسايي و درمان كنيم.
رفتار خشونتآميز و لجامگسيخته و بيضابطه در چنين شرايطي، نه تنها نشانه قدرت و اقتدار نيست بلكه بر عكس از ضعف و انفعال حكايت ميكند. به تعبير دعاي شريف: «ولا يحتاج إلى الظلم إلا الضعيف» تنها شخص ناتوان است كه به ظلم نياز دارد.
در روايت داريم كه: «الغيبه جُهد العاجز» غيبت كردن كار شخص ناتوان است. اگر قوي بود كه بر سر او ميزد و خوارش ميساخت يا او را ناديده ميگرفت و به حسابش نميآورد يا رودررو بر او بانگ ميزد و با دليل و برهان خاضعش ميساخت. پس آنكه در پشت سر بد ميگويد، ناتوان است و از سر انفعال و اضطرار غيبت ميكند.
برخورد سراسيمه و از سر دستپاچگي نيز در موضوعات اجتماعي نشان ميدهد كه نتوانستهايم بر مشكل تسلط يابيم و درد را درمان كنيم و از اينرو به دست و پا افتادهايم. جماعتي كه از كودكي چون موم در دست ما بودهاند و از مهد كودك و مدرسه تا دانشگاه و پادگان سربازي در اختيارشان داشتهايم و با راديو و تلويزيون و روزنامه و كتاب و سينماي خودمان طرف بودهاند امروز آيا اينقدر مشكل شدهاند كه نميتوانيم با موضع قدرت و از سر تدبير و حكمت طبق اراده خود ذهن و رفتارشان را شكل دهيم؟ (2)
اقتضاي قدرت و عمل از موضع مقتدر آن است كه بيسروصدا و بدون آنكه كسي متوجه شود، كاري كني كه طبق نظر تو رفتار كند و حرف بزند و بپوشد و بنوشد، بلكه بالاتر همانگونه كه تو ميخواهي، بينديشد و ببيند و باور كند.
اينگونه راهپيمايي كردن و بد و بيراه گفتن مال كشورهايي مثل تركيه و لبنان است كه مؤمنين، قدرتي ندارند؛ پس به خيابان ميريزند و از حكومت ميخواهند كه مثلا كابارهها را تعطيل كند يا جلوي فساد را بگيرد و... اما در نظامي كه همه اركان و اجزايش يكپارچه و در اختيار خود ماست به خيابان ريختن و فرياد كردن فقط نشاندهنده اين است كه يك جاي كار خودمان ايراد دارد!
به قول مولوي: گر نه موش دزد در انبان ماست، حاصل گندم چل ساله كجاست؟ ما كه همه ابزارهاي كنترل و جهتدهي به افكار عمومي و باور و رفتار مخاطب را در اختيار داشتهايم، وقتي بهجاي استفاده از اين ابزارها براي حصول به هدف به خيابان و فرياد متوسل ميشويم موضوعي كوچك و كم اهميت را خودمان بيدليل و بيهوده بزرگ جلوه ميدهيم.(3)
اگر بگوييم توطئه دشمن است – كه هست و هيچكس در آن شكي ندارد – خواهند پرسيد كه: يعني شما با اين عرض و طول آنقدر ضعيف هستيد كه چهار كانال تلويزيوني ميتوانند اينطور عاجزتان كنند؟ و اگر به واقعيت اشاره كنيم و بگوييم كه نه، دشمن اصلا در مقابل عظمت انقلاب اسلامي و پشتوانه تمدن و فرهنگ ايران اينقدرها نيست بايد بپذيريم كه كوتاهيها و خطاهاي خودمان در چنين موضوعاتي مؤثر است.
آري، آيينه واقعيتهاي اجتماعي چون عيب رفتار و عملكرد تو بنمود راست... خود شكن، آيينه ظاهري پيامدهاي رفتار خود را شكستن خطاست.
سالهاست تمام اهتمام ما در موضوع حجاب به روسري كشيدن براي تصوير زنبور و خرگوش در كتابهاي قصه كودكان منحصر شده بود و حالا يك كتاب اثرگذار و يك فيلم جذاب براي موضوع حجاب نداريم كه عرضه كنيم.
سالهاست تلويزيون و مطبوعات ما زنهاي مجرم را در دادگاه (بخش خبري واقعي و مستند) با چادرمشكي نشان داده و زنهاي موفق را در سريالها و فيلمها و گزارشها با همين حجابي كه الان از آن شاكي هستيم. سالها زن چادري و محجبه، خدمتكار و كلفت و بيسواد و فقير بوده با نامهايي مثل فاطمه و معصومه و زن كم حجاب و رنگارنگ، خانم خانه و باسواد و ثروتمند و نامش ژيلا و كتايون و نانسي! (4)
يك دخترعادي و معمولي در جامعه ما 15 يا 20 سال از طريق پيامهاي غيرمستقيم و مؤثر تبليغي تحت هجوم و شبيخون فرهنگي است و در طرف مقابل از طريق پيامهاي رسمي و مستقيم كم اثر به حجاب دعوت ميشود در حاليكه در عمل و در صحنه واقع به چشم خود ميبيند كه حجاب داشتن براي درس خواندن و كار پيدا كردن و ازدواج و كسب درآمد، نه تنها كمك نيست كه گاه مانع است و خودمان هم در واقع داريم همين را عملا تأييد ميكنيم.
استثناهايي مانند خانوادههاي مذهبي و محيطهاي خاص فكري و فرهنگي را اگر كنار بگذاريم، بهطور طبيعي و بر اساس فطرت و نظام روحي و رواني كه خدا به اين نوجوان و جوان داده، اگر حجاب را انتخاب كند، كاري غيرعادي كرده و برعكس، گزينش بدحجابي رفتار طبيعي و منطقي اوست.
اگر در اينجا مثل برخي از قانون و اجبار حرف بزنيم و اينكه نظام حكمي و قوانين را بايد رعايت كنند، دو اشكال پيش خواهد آمد: نخست اينكه اگر ملاك قانون است، پس چرا به فرانسه اعتراض ميكنيد؟ و چرا از زن ايراني در خارج از كشور هم توقع حجاب داريد؟ و ثانيا اشكال اساسيتر و خطرناكتر اينكه پس اهداف تربيتي انقلاب اسلامي براي رشد و تعالي مخاطب چه ميشود. آيا اگر اين دختر در كوچه و خيابان به ظاهر حجابش را كاملا حفظ كند، اما در قلب و دل خود هيچ باور و ايمان و عقيدهاي نداشته باشد ما خيالمان راحت ميشود و كار خود را تمام شده ميدانيم؟ (5)
بايد پذيرفت كه اگر من كاري نكردهام از كوتاهي و قصور و ناتواني خودم بوده نه نقص و تعاليم اين مكتب آسماني. آييني كه در آن سوي دنيا چنان جان و دل برخي را تسخير ميكند كه از همه چيز خود ميگذرند و با تحمل بدترين آزارها و تحقيرها حجاب را انتخاب ميكنند. چرا بايد در اين سرزمين حاكميت دين، براي همين موضوع به داد و فرياد نياز داشته باشد؟
آييني كه در طول قرنها روز به روز استحكام و صلابت بيشتري يافته و به منبع لايزال قدرت و استمرار متصل است و نمونه تربيت و تعليمش هر روز در يك سوي جهان افتخار و عزتهايي چون حزبا... لبنان عرضه ميكند، آيا اكنون حجم مشكلش در موضوعي نازل چون بيحجابي شهروندانش خلاصه شده است؟
معلوم ميشود يك چيزي در اين جاي كار ما ايراد دارد. سنتهاي الهي در پديدههاي اجتماعي ثابت و قطعي هستند. اگر به احياي امر اهل بيت بپردازيم و حقيقت اسلام را چنان كه هست – در عمل نه به زبان و در همه ابعاد نه فقط در نماز جمعه و راهپيمايي روز قدس – به مخاطب نشان دهيم، ديگر نه تنها نياز به سروصدا نداريم، بلكه با سكوت هم كه تبليغ كنيم، همه به سوي اين حقيقت خواهند شتافت. (روايتي حيرتانگيز از امام ششم نقل شده كه: «كونوا دعاه لنا صامتين» با سكوت مردم را به سوي ما دعوت كنيد!)
اين مبناي دعوت به حق و حقيقت و احياي امر اهلبيت است كه: «علّموا الناس محاسن كلامنا فإن الناس لو علموا محاسن كلامنا لاتّبعونا» حرف حساب و سخن زيباي ما را به گوش مردم برسانيد – نه حرف ناحساب و سخن زشت خودتان را – كه مردم اگر از زيباييها و نيكوييهاي انديشه و مرام و سخن وكلام ما با خبر شوند، خود از ما پيروي خواهند كرد.
روز قيامت بسياري از همين مخاطبان بر امثال من حجت خواهند داشت و خواهند گفت: خدايا، تو هم در وجود ما نياز به آب را قرار داده بودي و هم كراهت از چيزهاي ناپسند را. ما تشنه شديم و سراسيمه به سوي زائري رفتيم، اما او آب زلال مكتب اهلبيت را به ما نشان نداد، بلكه آب گلآلودي كه در كاسه شكسته و آلوده نفسانيت خود جمع كرده بود، پيش آورد. خدايا، ما هم بر اساس فطرت خود از او گريختيم و از گردش پراكنده شديم. خدايا ما از آب بدمان نميآمد، بلكه برعكس تشنگي تمام وجودمان را ميسوزانيد، اما آب نميديديم. اگر او آن جام دلفريب و آن آب زلال را به ما نشان داده بود هم آب را مينوشيديم و هم دستش را ميبوسيديم. خدايا، او بهجاي رفع تشنگي ما چوب برداشت و ما را زد كه: «شما دشمن آبيد» خدايا به خودت قسم ما دشمن آب نبوديم.
چرا بايد عظمت پيام اهلبيت را كه در طول تاريخ منشأ آفريدن عظمتهايي بينظير بوده بهخاطر قصور و ناتواني بعضيمان كوچك جلوه دهيم و قامت بلند انقلاب اسلامي را بهدليل كوتاه بودن درك و آگاهي برخيمان نارسا نمايان كنيم؟
بنيان اين انقلاب بزرگتر از آن است كه حتى با هجوم تمام قدرتهاي استكباري فروريزد و قامت تنومند باورهاي عميق ايماني مردم ما استوارتر از آنكه با وزيدن توفانهايي چون كانالهاي تلويزيوني و ماهوارهاي درهم شكند.
تنها بايد به نظام طبيعي سنتهاي الهي گردن نهيم و براي پديد آمدن معلول، علت را محقق سازيم و براي درمان درد و بيماري، علت و سبب آن را جستوجو كنيم و اگر نكنيم، هركه باشيم و هرچه بگوييم، تفاوتي نخواهد كرد كه: «أبى الله أن يجري الأمور إلا بأسبابها» محال است كه خداوند امور را جز از طريق اسباب و علتها جريان دهد.
(1) در موضوع حجاب عوامل بسيار متعدد بايد ملاحظه شوند، نميتوان اين مسئله اجتماعي را چون قطعهاي جدا از بافت جامعه ديد و تحليل كرد. بيشك بخشي از اين وضعيت ناشي از طبيعت تحولات اجتماعي جديد و متأثر از مؤثراتي است كه مقام معظم رهبري از سالها پيش بهعنوان تهاجم فرهنگي بدان هشدار داده اند.
(2) شك نيست كه در مواردي اندك هم نمود ظاهري بيحجابي نوعي دهنكجي عمدي و گاه حتى سازمانيافته و حساب شده است. در اين موارد طبيعتا راهي جز برخورد جدي و شديد و مجازات روشمند قانوني از موضع اقتدار نيست و نميتوان ضرورت برخورد مقتدرانه نهادهاي مسئول انتظامي و قضايي را در اين استثناها منكر بود.
(3) دشمنان جمهوري اسلامي و مشكلاتش به حجم و اندازه عظمت و بزرگياش هستند. نبايد اين حجم را كوچك جلوه داد. وقتي نهايت توطئه دشمن را در انتساب يك جوان اغتشاشگر به سلطنتطلبان خارجنشين خلاصه ميكنيم، در واقع خودمان گروهي پيرمرد ترياكي در حال احتضار را زنده ميكنيم و برايشان عنوان و موجوديت و موقعيت ميتراشيم.
(4) آسيبشناسي موضوع حجاب البته نياز به بررسي و بحث عميق دارد و گرچه پيش از اين درباره اين موضوع نوشتهايم، بازهم ناگفته فراوان است كه مجال پرداختن به آن نيست و چه بسا نيازي هم بدان نباشد.
(5) حساسيت اين موضوع از اين جهت است كه حجاب بر خلاف مسئلهاي مانند نماز يك بحث فردي نيست و كاملا بازتاب و نمود اجتماعي دارد. حجاب در حد خود تجلي بارز التزام ديني جامعه و گسترش فرهنگ اسلامي است و همين موضوع ضرورت اهتمام بيشتر به آن را طلب ميكند. از اينرو، معالجه نادرست مسئله، خطرناك و قطعا از بيتوجهي به آن بدتر است.
ما كه همه ابزارهاي كنترل و جهتدهي به افكار عمومي و باور و رفتار مخاطب را در اختيار داشتهايم، وقتي بهجاي استفاده از اين ابزارها براي حصول به هدف به خيابان و فرياد متوسل ميشويم موضوعي كوچك و كم اهميت را خودمان بيدليل و بيهوده بزرگ جلوه ميدهيم
در مسئله حجاب هم 4=2×2
ادامه مطلب
رسم پسركشي در بم كذب محض است
9 سال از زماني كه كشف 64 نوزاد از دل خشت و گل حصارهاي بم همه را شگفت زده كرد، ميگذرد. هنوز هم نوزادان دفن شده در ميان ديوارهاي ارگ معماي بزرگي در تاريخ ايران است. اينكه چرا اين نوزادان در ميان ديوارها دفن شدند؟ سوالي است كه در هرگونه شايعه سازي و نظريه پردازي عجيب و غريب را باز ميگذارد.
به گزارش خبرگزاري ميراث فرهنگي آخرين نظريه پردازي درباره اين اجساد خرداد همين امسال با كشف دو جسد جديد از دل ديوارهاي بم منتشر شد و بار ديگر به خاكهاي نشسته بر اين كشف قديمي فوتي تازه كرد. " رسم پسركشي در بم "، ايدهاي جديد بود كه در مورد اين به خاك سپاري مطرح شد.
نرگس احمدي، باستان شناسي كه در زمان كاوشهاي او در ارگ اين اجساد به دست آمده بود، اين نظريه را بر اساس بررسيهاي انجام شده در آن زمان رد ميكند و بر اين باور است كه نميتوان امروز با قاطعيت در مورد اين جسدهاي در دل ديوار دفن شده اظهار نظر كرد.
به گفته او، مطالعات بسياري در آن زمان روي اين نوزادان انجام شد، سن بيشتر آنها حدود 2 تا 6 ماهه بودند، آنها پيش از دفن مرده بودند و در سر فرصت در دل ديوارها به خاك سپرده شدند كه اين نشانههاي گوياي آن است كه آنها به مرگ طبيعي مرده و كشته نشده اند.
گفتههاي اين باستان شناس در حالي است كه در ميان اين 64 جسد، دو مورد از سوي كارشناسان ديگر گزارش شده كه يكي از آنها كفنش را پاره كرده و ديگري هنوز پيش از مرگ زنده بوده است.
احمدي در مورد اين دو مورد ميگويد كه امكان دارد كه به نظر رسيده اين نوزادان مردهاند و به همين دليل دفن شدند، درحاليكه آنها هنوز زنده بودند.
او ارتباط دو جسد جديدي كه خبرش در رسانهها منتشر شده بود با اين جسدها را رد ميكند و ميگويد:« اين جسدها اصلا ارتباطي با جسدهايي كه پيشتر كشف شده بود را ندارند. 64 نوزادي كه طي كاوشهاي سال 83 به دست آمد، متعلق به دوران قاجاري بودند و همه كفن داشته و به صورت اسلامي دفن شده است.»
اما به راستي چرا اين نوزادان در ديوار دفن شدند و نه در گورستان؟ و چرا بر اساس آزمايشات انجام شده بيشترشان پسر بودند؟
احمدي ميگويد:« به راستي نميتوان پاسخ قطعي به اين سوالات داد، اما آنچه مطالعات آن زمان نشان داد، اين دوره به زمان حمله آقا محمدخان قاجار به كرمان برميگردد و احتمال اين وجود دارد كه صاحبان اين كودكان نميتوانستند آنها را از حصارها خارج كنند، به همين دليل در اينجا دفن ميكردند. از طرف ديگر اجساد بزرگسالان هم در اينجا پيدا شده و چون كاوشهاي ما محدود بوده احتمال اينكه جسدهاي به دست آورده ما پسر بودند هم بسيار است. شايد اگر كاوش هاي بيشتري انجام ميشد، نتايج تفاوت ميكرد.»
او همچنين به رسمي كه پيشتر ايرانيها داشتند و كودكان را در داخل آشپزخانهها دفن ميكردند كه به مادرشان نزديك باشد، اشاره ميكند و احتمال ميدهد، اينكه كودكان از شهر براي دفن خارج نميشدند، شايد اين مسئله باشد.
با اين همه همچنان معماي دفن نوزادان در حصارهاي بم باقي است. اينكه به راستي اين نوزادان در چه شرايطي دفن شدند و چرا در آن زمان چنين دفني رواج داشته ؟ و هزاران سوال ديگر كه تنها راه پاسخ گويي به آن كاوش هاي ديگر و مطالعات پيوسته و علميتر است.
رسم پسركشي در بم كذب محض است
ادامه مطلب
رسايي: براي فتنه ديگري شال و كلاه كرده اند
حميد رسايي كه نطق هفته گذشتهاش درباره رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام و خانواده وي واكنشهاي زيادي را به دنبال داشت، در نطق ميان دستور در صحن علني روز چهارشنبه بار ديگر بر همان مواضع تاكيد كرد.
به گزارش ايسنا حجتالاسلام حميد رسايي نماينده مردم تهران در مجلس گفت: در آستانه يومالله 9 دي قرار داريم، روزي كه مردم انقلابي با حضور چند ده ميليوني خود در خيابانها به تجديد بيعت با امام خامنهاي پرداختند و با بصيرت عاشورايي ميز محاكمه راس فتنه و همپيمانان سياسي او را در خيابانهاي ايران اسلامي به پا كردند و حكم به اخراج آنها از دايره ياران انقلاب دادند.
وي ادامه داد: 9 دي روز محاكمه امثال خاتمي، كروبي، موسوي و بزرگترشان بود و عجبا كه هنوز چند سال از روزهاي خيانت غفلت و رياستطلبي و همسويي اين جماعت با دشمنان ديرينه مردم ايران اسلامي نگذشته كه برخي به دنبال تغيير جاي مدعي و متهم هستند.
وي با بيان اينكه «آقايان براي شركت در انتخابات شرط ميگذارند» مدعيانه افزود: برويد خدا را شكر كنيد كه نظام اسلامي به محاكمه خيابانيتان توسط مردم در يومالله 9 دي 88 اكتفا كرده والا بايد از لباس مقدس روحانيت خلع ميشديد و حكم فتنهگريتان اگر اعدام نبود از كشور اخراجتان ميكردند.
وي همچنين با بيان اينكه «برخي در اين چند سال تلاش كردند تا 9 دي فراموش شود» اظهار كرد: دليل اين كار اين است كه يومالله 9 دي در حقيقت يادآور همراهي و همسويي اين عناصر قدرتطلب و رانده شده به دست ملت با سردمداران كفر، سلطنتطلبها و سرويسهاي جاسوسي، منافقين و رسانههاي بيگانه است، چون 9 دي يادآور «نه» بزرگ مردم به اين جريان اختاپوسي است.
اين عضو كميسيون اصل 90 مجلس ادامه داد: برخي ديگر از يادآوري 9 دي در عذاب هستند؛ اين روز يادآور اشتباه تاريخيشان در برخورد با كودتاي 88 است كه آن را كدورت يا دعواي بين دو كانديدا ديدند، نه شمشيرهاي بيرون از قلاف براي به مقتل بردن ولايت فقيه.
وي تاكيد كرد: اما بايد 9 دي را پاس داشت؛ چراكه به تعبيري پس از تشييع پيكير روح خدا خميني كبير، 9 دي عظيمترين اجتماع مردم در پايداري و ايستادگي بر اصول و آرمانهاي انقلاب اسلامي است. 9 دي را بايد پاس داشت به خاطر شهداي جوان و مخلصي كه در هشت ماه دفاع مقدس جنگ نرم براي مقابله با كودتاي 88 به شهادت رسيدند.
رسايي با اشاره به «شهادت مادر و دختري به نام سرور برومند چوكامي و فاطمه رجبپور چوكامي» گفت: اين دو در كنار حوزه 107 نينوا چادر از سرشان كشيدند و در روز 25 خرداد به دست فتنهگران به شهادت رسيدند. شهدايي همچون حسين غلام كبيري، بهمن جنابي، محمدحسين فيض، ميثم عبادي، ناصر اميرنژاد، مسعود خسروي دوستمحمدي، مصطفي غنيان، سجاد سبزعليپور، سجاد قائدرحمتي، يعقوب بروايه، علي فتحعليان، رامين رمضاني، حسين طوفانپور، حسام حنيفه، سعيد عباسي، محرم چگيني قشلاقي، فاطمه سمسارپور، عليرضا افتخاري خاتوني، حميد حسينبيگي عراقي، عباس ديسناد و داوود سبزي كه همه اينها قريب به اتفاقشان بسيجي بودند و با اسلحهاي كه كاليبر آن متعلق به سلاحهاي رسمي كشور نيست به شهادت رسيدند.
وي خاطرنشان كرد: كاش برخي خواص به جاي اينكه دنبال اين باشند كه تئوري ساكتين فتنه از كدام كره نازل شده به دنبال آدرس منزل اين شهدا ميگشتند و از خانواده اين شهدا دعوت ميكردند تا در اين ايام به مجلس بيايند و بوسه بر دستانشان بزنيم. با اين همه بايد پرسيد آيا آنهايي كه با حمايتها، طراحيها، خطبههاي دشمنپسند، نامههاي بدون سلام و والسلام در آتش فتنه 88 دميدند توان پاسخگويي به خون اين شهدا را دارند. آيا آنهايي كه در مواضع امروزشان ادعا ميكنند در كشور تعادل نيست براي بازگشت تعادل به كشور بايد انتخاباتي آزاد، شفاف و قانوني برگزار كنيم و فقط در اين صورت است كه همه به نتيجه انتخابات سال 92 تمكين ميكنند، به دنبال ارسال نامه بدون سلام و السلام ديگري به رهبري هستند؟
اين عضو كميسيون اصل 90، با بيان اينكه آنها بايد بدانند اين بار نيز بسيجيان خميني همچون كودتاي سال 88 آماده شهادتند، تصريح كرد: آنها هرگز ولي و علي خود را تنها نخواهند گذاشت كه دوره خوراندن جام زهر گذشته است.
وي خطاب به نمايندگان و ملت ايران با اشاره به نطق هفته گذشته خود، گفت: هفته گذشته بر اساس وظيفه نمايندگي خود نطقي ارائه كردم كه بيان آن همچون عقدهاي در دل بسياري از هموطنان مانده بود.
رسايي ادامه داد: مردم ما از گراني رنج ميبرند اما بيش از گراني، تبعيض و احساس تبعيض و برتري دادن يك خانواده بر ديگران آنها را آزرده ميكند، بعد از اين نطق مستدل و البته صريح، رسانههاي وابسته چنان فضايي ساختند تا كسي از اين پس جرات نكند درباره خانواده اصحاب فتنه سخن بگويد.
نماينده مردم تهران با بيان اينكه شك نكنيد با مرور مواضع چند ماه و چند روز اخير، آقايان براي فتنه ديگري شال و كلاه كردند، خاطرنشان كرد: بايد منتظر امتحان ديگري براي خواص باشيم.
رسايي همچنين اظهار كرد: آنچه در نطق هفته قبلم گفتم بر اساس اسناد مكشوف و اساسا براي نشان دادن اين است كه موضوع خط تحركات راس فتنه در كودتاي 88 نيازي به اخبار محرمانه نيست، مستندات نطقم را در دو برگه كه جوابيه به دادستان محترم بود جهت تكثير و توزيع در اختيار هيات رييسه قرار دادم اما از توزيع آن جلوگيري كردند، بنابراين از رسانهها ميخواهم آن را از سايت شخصيام بردارند و به اطلاع عموم برسانند.
وي تاكيد كرد: شك ندارم اگر اين دو برگه فحشنامه عليه يك قوه ديگر بود بلادرنگ تكثير و توزيع ميشد.
اين عضو كميسيون اصل 90 مجلس در ادامه اظهار كرد: امروز مردم از خود ميپرسند كه چرا برخي همواره وقتي در دو راهي حمايت از خانواده متخلف يا آرمانهاي عدالتطلبانه انقلاب اسلامي قرار ميگيرند و نميتوانند از خانواده متخلفشان بگذرند.
رسايي با بيان اينكه رفتار برخي از صاحبنامان كشور، مردم را نااميد كرده خطاب به مردم ايران، گفت: با ديدن اين چهرههاي مشهور و البته مردود نسبت به انقلاب و ارزشهاي بلند آن نااميد نشويد، چرا كه خداوند براي اتمام حجت در كنار چنين افرادي چهرههاي مقبول ديگري مانند آيتالله خزعلي، آيتالله جنتي و برخي چهرههاي بزرگ ديگر را قرار داده كه هرگز بين فرزند متخلفشان و انقلاب، فرزند را انتخاب نكردند و انقلاب را برگزيدند.
رسايي: براي فتنه ديگري شال و كلاه كرده اند
ادامه مطلب
كميته فني يعني كشك؟!
آقاي محصص در جواب اينكه: "دليل غيبت طولانيمدت شما چه بود؟!"؛ پاسخ داده است: " من براي برگزاري يك كلاس مربيگري به ويتنام رفته بودم و وضعيت هواي اين كشور به گونهاي بود كه كارم طول كشيد و نهايتا يكماه و نيم از ايران دور شدم."
- به نظر شما كدام مورد زير از همه موارد جالب تر است؟!
مورد شماره 1: مرتضي محصص پيش از بازي تيم ملي فوتبال ايران برابر ازبكستان به ويتنام سفر كرد.
توضيح ضروري: البته اين گزينه نمي تواند چندان صحيح باشد! خب حتماً آنجا كاري داشته كه رفته! بعدش هم چون ايران با ازبكستان بازي داشته آيا نبايد كسي از ايران خارج شود؟! حرف هايي مي زنيد ها!
مورد شماره 2: آقاي محصص يك ماه و نيم ايران نبود.
توضيح ضروري: خب عموي نگارنده نيز دو سه سال ايران نبود! آيا اين موضوع مهم و يا جالب است؟!
مورد شماره 3: ايشان مسووليت رياست كميته فني فدراسيون را هم برعهده دارند!
توضيح ضروري: خب چه كسي بهتر از محصص براي اين پست؟!
مورد شماره4: بعد از باخت ايران برابر ازبكستان ايشان هيچ اظهارنظري درباره عملكرد تيم ملي و كارلوس كيروش در اين مدت نداشت.
توضيح ضرروي: خب! ميوه فروش سركوچه ما هم در اين مورد اظهارنظري نكرد! مگر وقتي تيم ملي باخت همه بايد اظهار نظر كنند؟!
مورد شماره5: كميته فني در طي اين مدت جلسهاي تشكيل نداد!
توضيح ضروري: بهتر! هيچ مي دانيد با برگزار نشدن اين جلسات چقدر در مصرف آبميوه و كيك صرفه جويي شده است؟!
** حالا موارد شماره 1 تا 5 را با هم بخوانيد! حالا نظرتان چيست؟!
الف. حالا جالب شد!
ب. تبريك مي گوييم به اين همه احساس وظيفه!
ج. كجا بودي تا حالا؟!
د. به قول علي پروين كه پيش از اين گفته بود: "مدير فني يعني كشك!"؛ مي شود نتيجه گرفت، اين رزوها: "كميته فني يعني كشك!"
***
آقاي محصص در جواب اينكه: "دليل غيبت طولانيمدت شما چه بود؟!"؛ پاسخ داده است: " من براي برگزاري يك كلاس مربيگري به ويتنام رفته بودم و وضعيت هواي اين كشور به گونهاي بود كه كارم طول كشيد و نهايتا يكماه و نيم از ايران دور شدم."
كلاً يعني چي كه وضعيت هوا طوري بود كه كارم طول كشيد؟!
الف. شايد هي برف مي آمده و هي مدارس تعطيل مي شده! خب مدرسه، مدرسه است ديگر! دبستان و دبيرستان و مربيگري ندارد كه!
ب. شايد هواي ويتنام هم به مانند هواي تهران آلوده بوده و به همين دليل كلاس هاي درس هي فرت و فرت لغو مي شده!
ج. شايد هوا بهاري بوده و پاك و آدم سختش بوده تا از آن هواي خوب دل بِكند؛ به همين دليل چند روزي را بيشتر در آنجا مانده اند!
***
آقاي محصص همچنين گفته اند: " اصلا نگران تيم ملي نيستم!" به نظر شما چرا؟!
الف. اصولا نگراني و خورد شدن اعصاب باعث بيماري هست و بدتر از اون باعث ميشه پوست آدم خراب بشه!
ب. مگه ميشه واسه تيمي كه به لبنان مي بازه و از ازبكستان توي تهران مي خوره، هم نگران بود؟! اين تيم كارش خيلي درسته!
ج. چون بايد به تيم انرژي مثبت داد و بس!
***
در قسمتي از گفتگوي محصص و ايسنا؛ خبرنگار اين خبرگزاري مي گويد: "يكي از انتقادهايي كه شخصا به شما دارم تعطيل كردن كميته فني است! شما در مقطع حساس بازي تيم ملي مقابل ازبكستان، مدت زيادي را در ايران نبودند و اين كميته عملا تعطيل بود؛" و محصص پاسخ مي دهد: " كدام مربي حاضر است كسي در كارش دخالت كند؟ كار كميته فني فقط حمايت است. فدراسيون اگر كارلوس بيلاردو يا بزرگان ديگري در فوتبال دنيا را به ايران بياورد، آنها نميتوانند به كيروش بگويند با چه سيستمي بازي كند."
البته احتمال مي دهيم ترجمه صحبت هاي آقاي محصص اين جمله مي شود: "كميته فني يعني كشك!"
محصص همچنين در ادامه پاسخش مي گويد: "كميته فني فقط ميتواند در صورت باخت تيم ملي به ذكر دلايل آن از ديدگاه خودش بپردازد."
نكته آخر: به جمله آقاي محصص و مخصوصا كلمه "فقط" دقت كنيد! خب وقتي كميته فني تنها مي تواند اگر تيم ملي باخت دلايلش را از ديدگاه خودش بگويد، چرا به همين تك وظيفه اش عمل نكرد و طي اين مدت نه جلسه اي برگزار كرد، نه اظهارنظري كرد و ... آيا كلا يعني كشك؟!
عصر ايران
- به نظر شما كدام مورد زير از همه موارد جالب تر است؟!
مورد شماره 1: مرتضي محصص پيش از بازي تيم ملي فوتبال ايران برابر ازبكستان به ويتنام سفر كرد.
توضيح ضروري: البته اين گزينه نمي تواند چندان صحيح باشد! خب حتماً آنجا كاري داشته كه رفته! بعدش هم چون ايران با ازبكستان بازي داشته آيا نبايد كسي از ايران خارج شود؟! حرف هايي مي زنيد ها!
مورد شماره 2: آقاي محصص يك ماه و نيم ايران نبود.
توضيح ضروري: خب عموي نگارنده نيز دو سه سال ايران نبود! آيا اين موضوع مهم و يا جالب است؟!
مورد شماره 3: ايشان مسووليت رياست كميته فني فدراسيون را هم برعهده دارند!
توضيح ضروري: خب چه كسي بهتر از محصص براي اين پست؟!
مورد شماره4: بعد از باخت ايران برابر ازبكستان ايشان هيچ اظهارنظري درباره عملكرد تيم ملي و كارلوس كيروش در اين مدت نداشت.
توضيح ضرروي: خب! ميوه فروش سركوچه ما هم در اين مورد اظهارنظري نكرد! مگر وقتي تيم ملي باخت همه بايد اظهار نظر كنند؟!
مورد شماره5: كميته فني در طي اين مدت جلسهاي تشكيل نداد!
توضيح ضروري: بهتر! هيچ مي دانيد با برگزار نشدن اين جلسات چقدر در مصرف آبميوه و كيك صرفه جويي شده است؟!
** حالا موارد شماره 1 تا 5 را با هم بخوانيد! حالا نظرتان چيست؟!
الف. حالا جالب شد!
ب. تبريك مي گوييم به اين همه احساس وظيفه!
ج. كجا بودي تا حالا؟!
د. به قول علي پروين كه پيش از اين گفته بود: "مدير فني يعني كشك!"؛ مي شود نتيجه گرفت، اين رزوها: "كميته فني يعني كشك!"
***
آقاي محصص در جواب اينكه: "دليل غيبت طولانيمدت شما چه بود؟!"؛ پاسخ داده است: " من براي برگزاري يك كلاس مربيگري به ويتنام رفته بودم و وضعيت هواي اين كشور به گونهاي بود كه كارم طول كشيد و نهايتا يكماه و نيم از ايران دور شدم."
كلاً يعني چي كه وضعيت هوا طوري بود كه كارم طول كشيد؟!
الف. شايد هي برف مي آمده و هي مدارس تعطيل مي شده! خب مدرسه، مدرسه است ديگر! دبستان و دبيرستان و مربيگري ندارد كه!
ب. شايد هواي ويتنام هم به مانند هواي تهران آلوده بوده و به همين دليل كلاس هاي درس هي فرت و فرت لغو مي شده!
ج. شايد هوا بهاري بوده و پاك و آدم سختش بوده تا از آن هواي خوب دل بِكند؛ به همين دليل چند روزي را بيشتر در آنجا مانده اند!
***
آقاي محصص همچنين گفته اند: " اصلا نگران تيم ملي نيستم!" به نظر شما چرا؟!
الف. اصولا نگراني و خورد شدن اعصاب باعث بيماري هست و بدتر از اون باعث ميشه پوست آدم خراب بشه!
ب. مگه ميشه واسه تيمي كه به لبنان مي بازه و از ازبكستان توي تهران مي خوره، هم نگران بود؟! اين تيم كارش خيلي درسته!
ج. چون بايد به تيم انرژي مثبت داد و بس!
***
در قسمتي از گفتگوي محصص و ايسنا؛ خبرنگار اين خبرگزاري مي گويد: "يكي از انتقادهايي كه شخصا به شما دارم تعطيل كردن كميته فني است! شما در مقطع حساس بازي تيم ملي مقابل ازبكستان، مدت زيادي را در ايران نبودند و اين كميته عملا تعطيل بود؛" و محصص پاسخ مي دهد: " كدام مربي حاضر است كسي در كارش دخالت كند؟ كار كميته فني فقط حمايت است. فدراسيون اگر كارلوس بيلاردو يا بزرگان ديگري در فوتبال دنيا را به ايران بياورد، آنها نميتوانند به كيروش بگويند با چه سيستمي بازي كند."
البته احتمال مي دهيم ترجمه صحبت هاي آقاي محصص اين جمله مي شود: "كميته فني يعني كشك!"
محصص همچنين در ادامه پاسخش مي گويد: "كميته فني فقط ميتواند در صورت باخت تيم ملي به ذكر دلايل آن از ديدگاه خودش بپردازد."
نكته آخر: به جمله آقاي محصص و مخصوصا كلمه "فقط" دقت كنيد! خب وقتي كميته فني تنها مي تواند اگر تيم ملي باخت دلايلش را از ديدگاه خودش بگويد، چرا به همين تك وظيفه اش عمل نكرد و طي اين مدت نه جلسه اي برگزار كرد، نه اظهارنظري كرد و ... آيا كلا يعني كشك؟!
عصر ايران
كميته فني يعني كشك؟!
ادامه مطلب
علي كريمي 100 تايي شد
علي كريمي امروز (سه شنبه) براي صدمين بار با پيراهن پرسپوليس به ميدان ميرود تا به باشگاه صدتايي سرخها بپيوندد. اين بازيكن تكنيكي كه حالا به عنوان يكي از هشتهاي اسطورهاي پرسپوليس به شمار ميرود، ۲۲ شهريور ۱۳۷۷ براي اولين بار در تركيب اين تيم پر طرفدار به ميدان رفت و در ۱۰ مهر همان سال، در حالي كه علي پروين بعد از سالها به فوتبال بازگشته بود، با تك گلش پيروزي پرسپوليس برابر سايپا را رقم زد.
به گزارش عصر ايران؛ وي در طول اين سالها سه بار از پرسپوليسي شد و جدا شد و دوباره بازگشت كه اين رفت و آمدها به شرح زير است.
اپيزود اول
پرسپوليس سال ۷۷ قرار بود تا بعد از سالها با علي پروين وارد بازيها شود تا بعد از غيبت يكساله از ليگ (پرسپوليس به دليل حضور ۹ بازيكنش در تيم ملي سال ۷۶ از ليگ كنار كشيد) براي قهرماني تلاش كند. علي كريمي يكي از خريدهاي خوب آن سال قرمزها بود، توانست خودش را به عنوان چهرهاي تاثيرگذار معرفي كند.
اما درگيري با داور در ويتنام كه در خلال بازيهاي تيم اميد روي داد، باعث شد تا AFC ستاره جديد فوبتال ايران را با محروميتي دو ساله جريمه كند كه به دليل علاقه فراوان پيتر ولاپان يكسال كم شد تا علي كريمي در خلال مسابقات غرب جام باشگاههاي آسيا در رياض مقابل پليس عراق بعد از يكسال دوباره پيراهن سرخ را بر تن كند و ۲ عنوان قهرماني در ليگ را با اين تيم تجربه كند. كريمي در شرايطي كه براي حضور در رقابتهاي مقدماتي جام جهاني ۲۰۰۲ در خدمت تيم ملي بود، به الاهلي امارات پيوست تا لژيونر شدن را تجربه كند.
اپيزود دوم
علي كريمي كه از فوتبال امارات به باشگاه بايرن مونيخ آلمان راه يافته بود، توانست عملكرد نسبتا قابل قبولي از خود در بوندسليگا نشان بدهد. اما او بعد از سه سال ترجيح داد تا از فوتبال پر فشار آلمان جدا شده و به اسليسه قطر بپيوندد. اما در آنجا هم دوام نيافت تا در اتفاقي غيرمنتظره به پرسپوليس بازگردد؛ پرسپوليسي كه زير نظر افشين قطبي قرار بود از عنوان قهرمانياش در ليگ برتر دفاع كند.
روزي كه پرسپوليس ميزبان پگاه گيلان بود و هشتاد هزار پرسپوليسي براي استقبال از ستاره خود به ورزشگاه آزادي آمده بودند. اما اين بازگشت هم موقتي بود و با توجه به اختلافات عميقي كه با عباس انصاري فرد مديرعامل وقت داشت، در پايان پيراهن استيل آذين را براي ادامه فوتبال خود انتخاب كرد.
اپيزود سوم
كريمي در يكقدمي پيوستن به پرسپوليس به يكباره به شالكه آلمان پيوست تا در انتقالي كه همه را متعجب كرد، با رائول گونزالس همبازي شود. اما حضور اين بارش در آلمان نيم فصل بيشتر دوام نياورد تا در روزهاي آغازين فصل نقل و انتقالات سال ۹۰ بدون هيچ اما و اگري به پرسپوليسي برگرد كه هيچ گس نميدانست قرار است با كدام مربي به ميدان برود.
علي كريمي در سومين بازگشتش به پرسپوليس تبديل به چهره ويژه شد و به عنوان بزرگتر تاثيرگذاري زيادي در تحركات اين تيم دارد. بايد منتظر ماند و ديد كريمي كه با رفتن ژوزه با آرامش بيشتري به فوتبال فكر ميكند، ميتواند با تيم محبوبش قهرماني را تجربه كند يا نه؟
به گزارش عصر ايران؛ وي در طول اين سالها سه بار از پرسپوليسي شد و جدا شد و دوباره بازگشت كه اين رفت و آمدها به شرح زير است.
اپيزود اول
پرسپوليس سال ۷۷ قرار بود تا بعد از سالها با علي پروين وارد بازيها شود تا بعد از غيبت يكساله از ليگ (پرسپوليس به دليل حضور ۹ بازيكنش در تيم ملي سال ۷۶ از ليگ كنار كشيد) براي قهرماني تلاش كند. علي كريمي يكي از خريدهاي خوب آن سال قرمزها بود، توانست خودش را به عنوان چهرهاي تاثيرگذار معرفي كند.
اما درگيري با داور در ويتنام كه در خلال بازيهاي تيم اميد روي داد، باعث شد تا AFC ستاره جديد فوبتال ايران را با محروميتي دو ساله جريمه كند كه به دليل علاقه فراوان پيتر ولاپان يكسال كم شد تا علي كريمي در خلال مسابقات غرب جام باشگاههاي آسيا در رياض مقابل پليس عراق بعد از يكسال دوباره پيراهن سرخ را بر تن كند و ۲ عنوان قهرماني در ليگ را با اين تيم تجربه كند. كريمي در شرايطي كه براي حضور در رقابتهاي مقدماتي جام جهاني ۲۰۰۲ در خدمت تيم ملي بود، به الاهلي امارات پيوست تا لژيونر شدن را تجربه كند.
اپيزود دوم
علي كريمي كه از فوتبال امارات به باشگاه بايرن مونيخ آلمان راه يافته بود، توانست عملكرد نسبتا قابل قبولي از خود در بوندسليگا نشان بدهد. اما او بعد از سه سال ترجيح داد تا از فوتبال پر فشار آلمان جدا شده و به اسليسه قطر بپيوندد. اما در آنجا هم دوام نيافت تا در اتفاقي غيرمنتظره به پرسپوليس بازگردد؛ پرسپوليسي كه زير نظر افشين قطبي قرار بود از عنوان قهرمانياش در ليگ برتر دفاع كند.
روزي كه پرسپوليس ميزبان پگاه گيلان بود و هشتاد هزار پرسپوليسي براي استقبال از ستاره خود به ورزشگاه آزادي آمده بودند. اما اين بازگشت هم موقتي بود و با توجه به اختلافات عميقي كه با عباس انصاري فرد مديرعامل وقت داشت، در پايان پيراهن استيل آذين را براي ادامه فوتبال خود انتخاب كرد.
اپيزود سوم
كريمي در يكقدمي پيوستن به پرسپوليس به يكباره به شالكه آلمان پيوست تا در انتقالي كه همه را متعجب كرد، با رائول گونزالس همبازي شود. اما حضور اين بارش در آلمان نيم فصل بيشتر دوام نياورد تا در روزهاي آغازين فصل نقل و انتقالات سال ۹۰ بدون هيچ اما و اگري به پرسپوليسي برگرد كه هيچ گس نميدانست قرار است با كدام مربي به ميدان برود.
علي كريمي در سومين بازگشتش به پرسپوليس تبديل به چهره ويژه شد و به عنوان بزرگتر تاثيرگذاري زيادي در تحركات اين تيم دارد. بايد منتظر ماند و ديد كريمي كه با رفتن ژوزه با آرامش بيشتري به فوتبال فكر ميكند، ميتواند با تيم محبوبش قهرماني را تجربه كند يا نه؟
علي كريمي 100 تايي شد
ادامه مطلب
دوره خوراندن جام زهر گذشته است
حميد رسايي كه نطق هفته گذشتهاش درباره رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام و خانواده وي واكنشهاي زيادي را به دنبال داشت، در نطق ميان دستور در صحن علني روز چهارشنبه بار ديگر بر همان مواضع تاكيد كرد.
به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) حجتالاسلام حميد رسايي نماينده مردم تهران در مجلس گفت: در آستانه يومالله 9 دي قرار داريم، روزي كه مردم انقلابي با حضور چند ده ميليوني خود در خيابانها به تجديد بيعت با امام خامنهاي پرداختند و با بصيرت عاشورايي ميز محاكمه راس فتنه و همپيمانان سياسي او را در خيابانهاي ايران اسلامي به پا كردند و حكم به اخراج آنها از دايره ياران انقلاب دادند.
وي ادامه داد: 9 دي روز محاكمه امثال خاتمي، كروبي، موسوي و بزرگترشان بود و عجبا كه هنوز چند سال از روزهاي خيانت غفلت و رياستطلبي و همسويي اين جماعت با دشمنان ديرينه مردم ايران اسلامي نگذشته كه برخي به دنبال تغيير جاي مدعي و متهم هستند.
وي با بيان اينكه «آقايان براي شركت در انتخابات شرط ميگذارند» مدعيانه افزود: برويد خدا را شكر كنيد كه نظام اسلامي به محاكمه خيابانيتان توسط مردم در يومالله 9 دي 88 اكتفا كرده والا بايد از لباس مقدس روحانيت خلع ميشديد و حكم فتنهگريتان اگر اعدام نبود از كشور اخراجتان ميكردند.
وي همچنين با بيان اينكه «برخي در اين چند سال تلاش كردند تا 9 دي فراموش شود» اظهار كرد: دليل اين كار اين است كه يومالله 9 دي در حقيقت يادآور همراهي و همسويي اين عناصر قدرتطلب و رانده شده به دست ملت با سردمداران كفر، سلطنتطلبها و سرويسهاي جاسوسي، منافقين و رسانههاي بيگانه است، چون 9 دي يادآور «نه» بزرگ مردم به اين جريان اختاپوسي است.
اين عضو كميسيون اصل 90 مجلس ادامه داد: برخي ديگر از يادآوري 9 دي در عذاب هستند؛ اين روز يادآور اشتباه تاريخيشان در برخورد با كودتاي 88 است كه آن را كدورت يا دعواي بين دو كانديدا ديدند، نه شمشيرهاي بيرون از قلاف براي به مقتل بردن ولايت فقيه.
وي تاكيد كرد: اما بايد 9 دي را پاس داشت؛ چراكه به تعبيري پس از تشييع پيكير روح خدا خميني كبير، 9 دي عظيمترين اجتماع مردم در پايداري و ايستادگي بر اصول و آرمانهاي انقلاب اسلامي است. 9 دي را بايد پاس داشت به خاطر شهداي جوان و مخلصي كه در هشت ماه دفاع مقدس جنگ نرم براي مقابله با كودتاي 88 به شهادت رسيدند.
رسايي با اشاره به «شهادت مادر و دختري به نام سرور برومند چوكامي و فاطمه رجبپور چوكامي» گفت: اين دو در كنار حوزه 107 نينوا چادر از سرشان كشيدند و در روز 25 خرداد به دست فتنهگران به شهادت رسيدند. شهدايي همچون حسين غلام كبيري، بهمن جنابي، محمدحسين فيض، ميثم عبادي، ناصر اميرنژاد، مسعود خسروي دوستمحمدي، مصطفي غنيان، سجاد سبزعليپور، سجاد قائدرحمتي، يعقوب بروايه، علي فتحعليان، رامين رمضاني، حسين طوفانپور، حسام حنيفه، سعيد عباسي، محرم چگيني قشلاقي، فاطمه سمسارپور، عليرضا افتخاري خاتوني، حميد حسينبيگي عراقي، عباس ديسناد و داوود سبزي كه همه اينها قريب به اتفاقشان بسيجي بودند و با اسلحهاي كه كاليبر آن متعلق به سلاحهاي رسمي كشور نيست به شهادت رسيدند.
وي خاطرنشان كرد: كاش برخي خواص به جاي اينكه دنبال اين باشند كه تئوري ساكتين فتنه از كدام كره نازل شده به دنبال آدرس منزل اين شهدا ميگشتند و از خانواده اين شهدا دعوت ميكردند تا در اين ايام به مجلس بيايند و بوسه بر دستانشان بزنيم. با اين همه بايد پرسيد آيا آنهايي كه با حمايتها، طراحيها، خطبههاي دشمنپسند، نامههاي بدون سلام و والسلام در آتش فتنه 88 دميدند توان پاسخگويي به خون اين شهدا را دارند. آيا آنهايي كه در مواضع امروزشان ادعا ميكنند در كشور تعادل نيست براي بازگشت تعادل به كشور بايد انتخاباتي آزاد، شفاف و قانوني برگزار كنيم و فقط در اين صورت است كه همه به نتيجه انتخابات سال 92 تمكين ميكنند، به دنبال ارسال نامه بدون سلام و السلام ديگري به رهبري هستند؟
اين عضو كميسيون اصل 90، با بيان اينكه آنها بايد بدانند اين بار نيز بسيجيان خميني همچون كودتاي سال 88 آماده شهادتند، تصريح كرد: آنها هرگز ولي و علي خود را تنها نخواهند گذاشت كه دوره خوراندن جام زهر گذشته است.
وي خطاب به نمايندگان و ملت ايران با اشاره به نطق هفته گذشته خود، گفت: هفته گذشته بر اساس وظيفه نمايندگي خود نطقي ارائه كردم كه بيان آن همچون عقدهاي در دل بسياري از هموطنان مانده بود.
رسايي ادامه داد: مردم ما از گراني رنج ميبرند اما بيش از گراني، تبعيض و احساس تبعيض و برتري دادن يك خانواده بر ديگران آنها را آزرده ميكند، بعد از اين نطق مستدل و البته صريح، رسانههاي وابسته چنان فضايي ساختند تا كسي از اين پس جرات نكند درباره خانواده اصحاب فتنه سخن بگويد.
نماينده مردم تهران با بيان اينكه شك نكنيد با مرور مواضع چند ماه و چند روز اخير، آقايان براي فتنه ديگري شال و كلاه كردند، خاطرنشان كرد: بايد منتظر امتحان ديگري براي خواص باشيم.
رسايي همچنين اظهار كرد: آنچه در نطق هفته قبلم گفتم بر اساس اسناد مكشوف و اساسا براي نشان دادن اين است كه موضوع خط تحركات راس فتنه در كودتاي 88 نيازي به اخبار محرمانه نيست، مستندات نطقم را در دو برگه كه جوابيه به دادستان محترم بود جهت تكثير و توزيع در اختيار هيات رييسه قرار دادم اما از توزيع آن جلوگيري كردند، بنابراين از رسانهها ميخواهم آن را از سايت شخصيام بردارند و به اطلاع عموم برسانند.
وي تاكيد كرد: شك ندارم اگر اين دو برگه فحشنامه عليه يك قوه ديگر بود بلادرنگ تكثير و توزيع ميشد.
اين عضو كميسيون اصل 90 مجلس در ادامه اظهار كرد: امروز مردم از خود ميپرسند كه چرا برخي همواره وقتي در دو راهي حمايت از خانواده متخلف يا آرمانهاي عدالتطلبانه انقلاب اسلامي قرار ميگيرند و نميتوانند از خانواده متخلفشان بگذرند.
رسايي با بيان اينكه رفتار برخي از صاحبنامان كشور، مردم را نااميد كرده خطاب به مردم ايران، گفت: با ديدن اين چهرههاي مشهور و البته مردود نسبت به انقلاب و ارزشهاي بلند آن نااميد نشويد، چرا كه خداوند براي اتمام حجت در كنار چنين افرادي چهرههاي مقبول ديگري مانند آيتالله خزعلي، آيتالله جنتي و برخي چهرههاي بزرگ ديگر را قرار داده كه هرگز بين فرزند متخلفشان و انقلاب، فرزند را انتخاب نكردند و انقلاب را برگزيدند.
به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) حجتالاسلام حميد رسايي نماينده مردم تهران در مجلس گفت: در آستانه يومالله 9 دي قرار داريم، روزي كه مردم انقلابي با حضور چند ده ميليوني خود در خيابانها به تجديد بيعت با امام خامنهاي پرداختند و با بصيرت عاشورايي ميز محاكمه راس فتنه و همپيمانان سياسي او را در خيابانهاي ايران اسلامي به پا كردند و حكم به اخراج آنها از دايره ياران انقلاب دادند.
وي ادامه داد: 9 دي روز محاكمه امثال خاتمي، كروبي، موسوي و بزرگترشان بود و عجبا كه هنوز چند سال از روزهاي خيانت غفلت و رياستطلبي و همسويي اين جماعت با دشمنان ديرينه مردم ايران اسلامي نگذشته كه برخي به دنبال تغيير جاي مدعي و متهم هستند.
وي با بيان اينكه «آقايان براي شركت در انتخابات شرط ميگذارند» مدعيانه افزود: برويد خدا را شكر كنيد كه نظام اسلامي به محاكمه خيابانيتان توسط مردم در يومالله 9 دي 88 اكتفا كرده والا بايد از لباس مقدس روحانيت خلع ميشديد و حكم فتنهگريتان اگر اعدام نبود از كشور اخراجتان ميكردند.
وي همچنين با بيان اينكه «برخي در اين چند سال تلاش كردند تا 9 دي فراموش شود» اظهار كرد: دليل اين كار اين است كه يومالله 9 دي در حقيقت يادآور همراهي و همسويي اين عناصر قدرتطلب و رانده شده به دست ملت با سردمداران كفر، سلطنتطلبها و سرويسهاي جاسوسي، منافقين و رسانههاي بيگانه است، چون 9 دي يادآور «نه» بزرگ مردم به اين جريان اختاپوسي است.
اين عضو كميسيون اصل 90 مجلس ادامه داد: برخي ديگر از يادآوري 9 دي در عذاب هستند؛ اين روز يادآور اشتباه تاريخيشان در برخورد با كودتاي 88 است كه آن را كدورت يا دعواي بين دو كانديدا ديدند، نه شمشيرهاي بيرون از قلاف براي به مقتل بردن ولايت فقيه.
وي تاكيد كرد: اما بايد 9 دي را پاس داشت؛ چراكه به تعبيري پس از تشييع پيكير روح خدا خميني كبير، 9 دي عظيمترين اجتماع مردم در پايداري و ايستادگي بر اصول و آرمانهاي انقلاب اسلامي است. 9 دي را بايد پاس داشت به خاطر شهداي جوان و مخلصي كه در هشت ماه دفاع مقدس جنگ نرم براي مقابله با كودتاي 88 به شهادت رسيدند.
رسايي با اشاره به «شهادت مادر و دختري به نام سرور برومند چوكامي و فاطمه رجبپور چوكامي» گفت: اين دو در كنار حوزه 107 نينوا چادر از سرشان كشيدند و در روز 25 خرداد به دست فتنهگران به شهادت رسيدند. شهدايي همچون حسين غلام كبيري، بهمن جنابي، محمدحسين فيض، ميثم عبادي، ناصر اميرنژاد، مسعود خسروي دوستمحمدي، مصطفي غنيان، سجاد سبزعليپور، سجاد قائدرحمتي، يعقوب بروايه، علي فتحعليان، رامين رمضاني، حسين طوفانپور، حسام حنيفه، سعيد عباسي، محرم چگيني قشلاقي، فاطمه سمسارپور، عليرضا افتخاري خاتوني، حميد حسينبيگي عراقي، عباس ديسناد و داوود سبزي كه همه اينها قريب به اتفاقشان بسيجي بودند و با اسلحهاي كه كاليبر آن متعلق به سلاحهاي رسمي كشور نيست به شهادت رسيدند.
وي خاطرنشان كرد: كاش برخي خواص به جاي اينكه دنبال اين باشند كه تئوري ساكتين فتنه از كدام كره نازل شده به دنبال آدرس منزل اين شهدا ميگشتند و از خانواده اين شهدا دعوت ميكردند تا در اين ايام به مجلس بيايند و بوسه بر دستانشان بزنيم. با اين همه بايد پرسيد آيا آنهايي كه با حمايتها، طراحيها، خطبههاي دشمنپسند، نامههاي بدون سلام و والسلام در آتش فتنه 88 دميدند توان پاسخگويي به خون اين شهدا را دارند. آيا آنهايي كه در مواضع امروزشان ادعا ميكنند در كشور تعادل نيست براي بازگشت تعادل به كشور بايد انتخاباتي آزاد، شفاف و قانوني برگزار كنيم و فقط در اين صورت است كه همه به نتيجه انتخابات سال 92 تمكين ميكنند، به دنبال ارسال نامه بدون سلام و السلام ديگري به رهبري هستند؟
اين عضو كميسيون اصل 90، با بيان اينكه آنها بايد بدانند اين بار نيز بسيجيان خميني همچون كودتاي سال 88 آماده شهادتند، تصريح كرد: آنها هرگز ولي و علي خود را تنها نخواهند گذاشت كه دوره خوراندن جام زهر گذشته است.
وي خطاب به نمايندگان و ملت ايران با اشاره به نطق هفته گذشته خود، گفت: هفته گذشته بر اساس وظيفه نمايندگي خود نطقي ارائه كردم كه بيان آن همچون عقدهاي در دل بسياري از هموطنان مانده بود.
رسايي ادامه داد: مردم ما از گراني رنج ميبرند اما بيش از گراني، تبعيض و احساس تبعيض و برتري دادن يك خانواده بر ديگران آنها را آزرده ميكند، بعد از اين نطق مستدل و البته صريح، رسانههاي وابسته چنان فضايي ساختند تا كسي از اين پس جرات نكند درباره خانواده اصحاب فتنه سخن بگويد.
نماينده مردم تهران با بيان اينكه شك نكنيد با مرور مواضع چند ماه و چند روز اخير، آقايان براي فتنه ديگري شال و كلاه كردند، خاطرنشان كرد: بايد منتظر امتحان ديگري براي خواص باشيم.
رسايي همچنين اظهار كرد: آنچه در نطق هفته قبلم گفتم بر اساس اسناد مكشوف و اساسا براي نشان دادن اين است كه موضوع خط تحركات راس فتنه در كودتاي 88 نيازي به اخبار محرمانه نيست، مستندات نطقم را در دو برگه كه جوابيه به دادستان محترم بود جهت تكثير و توزيع در اختيار هيات رييسه قرار دادم اما از توزيع آن جلوگيري كردند، بنابراين از رسانهها ميخواهم آن را از سايت شخصيام بردارند و به اطلاع عموم برسانند.
وي تاكيد كرد: شك ندارم اگر اين دو برگه فحشنامه عليه يك قوه ديگر بود بلادرنگ تكثير و توزيع ميشد.
اين عضو كميسيون اصل 90 مجلس در ادامه اظهار كرد: امروز مردم از خود ميپرسند كه چرا برخي همواره وقتي در دو راهي حمايت از خانواده متخلف يا آرمانهاي عدالتطلبانه انقلاب اسلامي قرار ميگيرند و نميتوانند از خانواده متخلفشان بگذرند.
رسايي با بيان اينكه رفتار برخي از صاحبنامان كشور، مردم را نااميد كرده خطاب به مردم ايران، گفت: با ديدن اين چهرههاي مشهور و البته مردود نسبت به انقلاب و ارزشهاي بلند آن نااميد نشويد، چرا كه خداوند براي اتمام حجت در كنار چنين افرادي چهرههاي مقبول ديگري مانند آيتالله خزعلي، آيتالله جنتي و برخي چهرههاي بزرگ ديگر را قرار داده كه هرگز بين فرزند متخلفشان و انقلاب، فرزند را انتخاب نكردند و انقلاب را برگزيدند.
دوره خوراندن جام زهر گذشته است
ادامه مطلب